panel

fsNetwork

۰۲۱-۸۸۸۹۴۹۳۶
دفتر فروش
  • Phone: ۰۲۱-۸۸۸۹۴۹۳۶
  • Email: sales@digiseo.ir
دفتر فنی
  • Phone: ۰۲۱-۶۶۳۷۸۸۵۸
  • Email: technical@digiseo.ir
QR Code دیجی سئو

  • عنوان:
    پیام:

container

content

  • تعریف هدف از تجارت و اخلاق تجاری
    تعریف هدف از تجارت و اخلاق تجاری

    یکی از غول‌های تجارت، پیتر دراکر هدف از تجارت را،  ایجاد و حفظ مشتری بیان می‌کند. میلتون فریدمان، یکی از پیشتازترین اقتصاد دان‌های قرن بیستم، بیان کرده است که هدف از یک شرکت سهامی عام، ایجاد هر چه بیشتر ثروت برای سهام داران است. امروزه، تعاریف مورد قبول بیشتری تجارت، شامل ایجاد ارزشی می‌شود که فرد به تنهایی نمی‌تواند ایجاد کند. اخلاقیات، اصول استانداردهای اخلاقی است که افراد با استفاده از آن، رفتار خود و دیگران را قضاوت می‌کنند. اخلاق تجاری نیز این استانداردهای اخلاقی را به در محیط کار پوشش می‌دهد. استانداردهای شرکت‌ها برای پاسخ گفتن به موقعیت‌های اخلاقی خاص، مانند بیگاری کشیدن یا بازاریابی کردن به افراد مستعد، که تنها در تجارت رخ می‌دهند، طراحی شده‌اند. شرکت Applied Corporate Goverence به عنوان یک تحقیق اخلاق تجاری و شرکت مشاوره، عبارت اخلاق تجاری را "اجرای اصول اخلاقی در مدیریت عملکردی و استراتژیک تجارت" تعریف می‌کند.

    دلایل مطالعه بر اخلاق تجاری

    مطالعه اخلاق تجاری به چند دلیل ارزشمند است. اخلاق تجاری تنها توسعه اخلاق فردی نیست. بسیاری از افراد باور دارند که اگر شرکت افراد دارای اخلاقیات بالا را استخدام کند، پس می‌تواند سازمان "اخلاق مدار" باشد. اما همان‌طور که در این متن نشان داده‌ایم، ارزش‌های فردی و فلسفه‌های اخلاقی، تنها یک عامل در فرآیند تصمیم‌گیری اخلاقی هستند. درست است، قوانین اخلاقی را می‌توان در بسیاری از موقعیت‌های زندگی اعمال کرد، و بعضی افراد مشکلات اخلاقی هر روزه را از مشکلات اخلاقی تجاری جدا نمی‌کنند. اما ما نگران اعمال اصول و استانداردها در موضوع تجاری هستیم. بسیاری از مشکلات اخلاقی مهم در تجارت رخ نمی‌دهند، اما می‌توانند به عنوان مشکلات اخلاقی پیچیده در زندگی شخصی فرد باقی بمانند. برای مثال، اگر چه احتمال کلون کردن انسان‌ها، یک مشکل اخلاقی در زندگی بسیاری افراد محسوب می‌شود، معمولا چنین مسئله‌ای در سازمان‌های تجاری رخ نمی‌دهد. متخصصین هر حیطه‌ای، شامل تجارت، باید با مشکلات شخصی فرد نیز برخورد کنند، زیرا این مشکلات بر توانایی عملکرد آنها در شغل نیز تأثیر می‌گذارد. معمولا، یک تجارت قوانین یا سیاست‌ها را در مورد مشکلات اخلاقی شخصی، مانند 

    زندگی جنسی یا استفاده از الکل خارج از محل کار، تنظیم نمی‌کند؛ همین‌طور، در بعضی از موارد، این سیاست‌ها حتی غیر قانونی در نظر گرفته می‌شوند. تنها وقتی تمایلات یا ارزش‌های فردی بر عملکرد در کار تأثیر بگذارند، اخلاقیات فردی می‌تواند نقش مهمی در تحول تصمیمات تجاری داشته باشد.

    تنها یک فرد خوب بودن، و آن هم تنها از نظر خودتان، و داشتن اخلاق مناسب، برای ایجاد توانایی حل مشکلات اخلاقی که در سازمان‌های تجاری رخ می‌دهد، کافی نیست. بسیار مهم است که رابطه بین تصمیمات قانونی و اخلاقی را تشخیص بدهید. اگرچه اصول انتزاعی مرتبط به زمینه‌های اخلاقی بالای صداقت، راستی، عدالت، و باز بودن، معمولا خودبخود پیدا هستند و توسط تمامی کارمندان مورد قبول، تصمیمات استراتژیک تجاری شامل بحث‌های دقیق و پیچیده می‌شوند. برای مثال، بحث زیادی در مورد تبلیغات دروغین، عدم اطمینان و تخلف از قانون عملکرد مخرب خارجی وجود دارد. تکامل اخلاقی فرد بالا شاید نتواند فرد را منع کرده تا از قانون در حیطه پیچیده سازمانی تخلف کند، که در آن حتی وکلای مجرب در مورد معنای دقیق قانون اطمینان ندارند. بعضی از رویکردها نسبت به اخلاق تجاری فرض می‌کنند که آموزش اخلاق باید برای کسانی که اخلاق فردی غیر قابل قبول دارند، انجام شود، اما مسئله این طور نیست. از آنجا که سازمان‌ها از نظر فرهنگی متفاوت بوده و باید به ارزش‌های شخصی احترام گذاشت، اطمینان از توافق دسته جمعی در مورد اخلاق سازمانی (یعنی اصول منطقی دارای توانایی پیشگیری از عملکرد بد) مان

    ند هر مسئله مدیریتی دیگر در سازمان اهمیت دارد. مطالعه بر اخلاق تجاری به شما کمک می‌کند تا مشکلات اخلاقی را در زمان بروز تشخیص داده و رویکردهای موجود برای حل را نیز پیدا کنید. همین‌طور شما با فرآیند تصمیم‌گیری اخلاقی آشنا شده و روش‌های ارتقای رفتار اخلاقی در سازمانتان را یاد خواهید گرفت. با مطالعه بر اخلاق تجاری، شما می‌توانید درک کنید که چطور با تضاد بین ارزش‌های شخصی و ارزش‌های سازمانی در محل کار، تطابق ایجاد کنید. اخلاق، مشکلات و تضادهای تجاری در حول روابط شکل می‌گیرند. مشتریان، سرمایه گذاران، سهام داران،  کارمندان، تهیه کنندگان، مامورین دولتی، جوامع و بسیاری دیگر که ادعا یا سهمی در بعضی جنبه‌های محصولات، عملکردها، بازارها، صنایع و نتایج شرکت دارند، سهام‌دار شناخته می‌شوند. آنها هم تحت تأثیر تجارت بوده و هم می‌توانند بر آن تأثیر بگذارند. سهام داران موانع قابل لمس و غیر قابل لمسی ارائه می‌کنند که به نوعی در موفقیت طولانی مدت شرکت، و توانایی‌اش برای کنترل منابع و کسب قدرت تأثیرگذار است سهام‌داران مشکلات اخلاقی قابل توجه در سازمان را تعریف می‌کنند.

    سهام داران اصلی کسانی هستند که برای بقای شرکت الزامی محسوب می‌شوند، در حالی که سهام داران ثانویه معمولا در تعامل با شرکت نبوده و بنابراین برای بقای آن الزامی نیستند. مدل تعامل سهام دار بیان می‌کند که رابطه دو طرفه بین شرکت و گروه سهام داران وجود دارد. میزانی که شرکت خواسته‌های سهام داران را درک کرده و پاسخ می‌گوید، را می‌توان به صورت آگاه‌سازی سهام‌دار تعریف کرد که شامل سه دسته فعالیت می‌شود: (1) ایجاد داده در شرکت در مورد گروه‌های سهام داران و بررسی تأثیر شرکت بر این گروه‌ها، (2) توزیع اطلاعات در کل شرکت، و (3) پاسخ‌گویی به هر سطحی از شرکت نسبت به این اطلاعات. آگاه‌سازی سهام‌دار را می‌توان به عنوان یک فرآیند مداوم در نظر گرفت که شرکت با آن، مفهوم‌های متفاوت را تطابق می‌دهد. اگرچه معمولا دو موضوع اخلاق تجاری و مسئولیت پذیری سازمانی به جای هم استفاده می‌شوند، این دو عبارت معنای متفاوتی دارند. مسئولیت پذیری اجتماعی در تجارت به وظیفه سازمان نسبت به افزایش تأثیر مثبت و کاهش تأثیر منفی بر جامعه گفته می‌شود. چهار سطح مسئولیت پذیری اجتماعی – اقتصادی، قانونی،  اخلاقی و انسان دوستانه – وجود داشته و می‌توان آن را به عنوان یک هرم در نظر گرفت. عبارت شهروند شرکتی معمولا برای بیان میزانی که تجارت به طور استراتژیک به مسئولیت‌های اقتصادی، قانونی، اخلاقی و انسان دوستانه خود عمل می‌کند، استفاده شده و توسط سهام داران مشخص می‌شود. از دیدگاه مسئولیت‌پذیری اجتماعی، اخلاق تجاری شامل استانداردها، هنجارها و انتظاراتی می‌شود که بازتاب دهنده نگرانی‌های اکثریت سهام داران شامل مشتریان، کارمندان، افراد دارای سهام، تهیه کنندگان، رقبا و جامعه می‌شود. تنها اگر شرکت نگرانی‌های اخلاقی نسبت به ارزش‌های پایه داشته و این اخلاقیات را در استراتژی تجاری اعمال کند، توانایی ترکیب کردن مسئولیت‌پذیری اجتماعی به عنوان یک ارزش را در تصمیم‌گیری‌های روزانه خواهد داشت.

    بسیاری از تجارت‌ها، با این فرض کار می‌کنند که هدف اصلی تجارت افزایش سود سهام داران است. مدل سهام‌داران، هیئت مدیره را موقعیت مرکزی برای ایجاد تعادل بین منافع و تضادهای افراد دخیل قرار می‌دهد. هم مدیران و هم دفاتر شرکت، معتمد سهام داران هستند. معتمد کسی است که مورد اعتماد بوده و در انجام بهترین کار برای سازمان، به او اطمینان می‌شود. وظیفه مراقبت (یا وظیفه سخت کوشی) برای تصمیم‌گیری آگاهانه و دوراندیشانه وجود دارد. مدیران باید از عملکرد غیر اخلاقی در نقش مدیریت دوری کرده و هدایت تصمیم‌گیری را به دست گرفته تا در سازمان نیز کار غیر اخلاقی انجام نشود. برای از بین بردن فرصت تصمیم‌گیری اخلاقی توسط کارمندان، بسیاری از شرکت‌ها، سیستم جوابگویی، نظارت و کنترل رسمی به نام اداره شرکت را ایجاد می‌کنند. جوابگویی یعنی میزان همسو بودن تصمیمات محیط کار به جهت گیری استراتژیک بیان شده شرکت و همخوانی‌اش با ملاحظات قانونی و اخلاقی. نظارت، یک سیستم برای بررسی و ایجاد تعادل است که فرصت مدیران و کارمندان برای فاصله گرفتن از سیاست‌ها و استراتژی‌ها را از بین برده و از فعالیت‌های غیر قانونی و غیر اخلاقی جلوگیری می‌کند. کنترل فرآیندی بررسی و بهبود تصمیمات و عملکرد سازمان است. دو درک از اداره شرکت دارد که می‌توانند ادامه دار هم باشند. مدل سهام‌دار بر اساس مفاهیم اقتصادی کلاسیک، شامل افزایش ثروت برای سرمایه گذاران و مالکین طراحی شده است. مدل سهام دار، با دیدگاه وسیع‌تر از اهداف تجاری نیز تطابق پیدا می‌کند که در آن هدف شامل راضی کردن نگرانی‌های سایر افراد دخیل، از کارمندان و تهیه کنندگان گرفته، تا ناظرین دولتی تا جوامع و گروه‌های منافع خاص می‌شود. دو عنصر اصلی اداره کردن شرکت که با تصمیم‌گیری اخلاقی در ارتباط هستند، نقش هیئت مدیره و جبران کردن اجرایی است. اعضای هیئت مدیره شرکت‌های سهامی عام، دارای مسئولیت قانونی تصمیم‌گیری و صرف منابع شرکت را به عهده دارند. مشکلات مهم مربوط به هیئت مدیره،  شامل جوابگویی، شفافیت، و استقلال می‌شود. هیئت مدیره‌ها همین‌طور مسئولیت پرکردن جای مسئولین اجرایی نیز دارند. این یک مسئله مورد بحث است. نگرانی‌هایی در مورد حقوق اجرای می‌تواند در مورد رابطه بین مدیران دارای بیشتری حقوق و  حقوق کارمندان متوسط در شرکت، شکل گیرد.


    فایل

    اسپانسر این مقاله شوید:


leftBox